نشانه هاي ظهور امام عصر(عج) اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و جعلنا من انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ نويسندگان دو شنبه 16 ارديبهشت 1392برچسب:اکنکار,سراب,دین,محمدتقی فعالی,عبدالحسین مشکانی, :: 9:6 :: نويسنده : منتظر
a) مقدمه اکنکار2 یکی از این عرفانهای نوپدید است که در سال 1965 توسط شخصی به نام پال توئیچل3 ایجاد شد. با بررسی تعالیم این فرقه میتوان آن را معجونی از تمامی ادیان و عرفانها برشمرد. تئویچل مدتی در ارتش آمریکا و مدتی نیز در هندوستان و در آشرام سودار سینگ4 بوده است. وی تعالیم خود را منتسب به شخصیتی خیالی به نام ربازار تارز تبتی لامائیست5 میداند و با مطالعات خود این توانایی را مییابد که به ابداع آیینی نوظهور دست یازد.6 البته همسر دوم او، گیل توئیچل7 که یک روانشناس بود، کمکهای شایانی به او کرده است. وی اولین ادعاهای پیامبری اکنکار ـ که از آن با عنوان ماهانتا8 یاد میشود ـ را با تشویقها و درخواستهای گیل مطرح کرده است. پال توئیچل خود در این باره میگوید: تبدیل از وضعیت صخرهنشینی به اک بعد از ملاقات با همسر فعلیام گیل شروع شد. او اصرار داشت که من با دانش و قابلیتهایم کاری انجام دهم... یک روز من و گیل در چایناتاوان سانفرانسیسکو گردش میکردیم و بر حسب اتفاق وارد یک معبد چینی شدیم. در آنجا یک کاهن به من گفت که به زودی عازم سان دیه گو شده و کارم را در اک آغاز خواهم کرد.9 نامهها ارسالی بین گیل و پال، نزدیک دو سال به طول انجامیده است. برخی از این نامههای عاشقانه در دو جلد کتاب چاپ شده است.10 برخی از آنها نیز نشان از تأثیر شگرف گیل در روحیات پال دارد. نامی که پال برای شبهآیین خود انتخاب کرد، نامی بود که بسیاری از صوفیان و راهبان برای خود بر میگزینند. او با استفاده از زبان سانسکریت، نام اکنکار را بر شبهآیین خود نهاد. اک11 در زبان سانسکریت به معنای حق و خدا میباشد. اکنکار نیز در معانیای چون اهل حق، پیروان خدا و رهروان حقیقت بهکار میرود.12 برخی از پیروان این شبهآیین در ایران خود را با نام «اهل حق» معرفی میکنند تا از آماج غربی بودن و آمریکایی بودن رهایی یابند. آنها در بیان واژههای فنی این شبهآیین نیز نوعی توریه و تقیه را در پیش میگیرند؛ اما از شیوهها و سخنان آنان به روشنی میتوان فهمید که آنان از پیروان اکنکار هستند. این فرقه هم اکنون در برخی از شهرهای بزرگ ایران فعال بوده و توانسته است پیروانی را برای خود جمع کند. به جهت ممنوعیت تبلیغ علنی این فرقه نمیتوان جمعیت دقیق آنها را تخمین زد. در سالهای بین 1376 تا 1384 بیشتر کتابهای بنیانگذار این شبهآیین و نیز رهبر کنونی آن، به فارسی ترجمه شد و در تیراژهای مناسب و چاپهای چندگانه نشر یافت. میتوان بیش از چهل عنوان کتاب این فرقه را که به فارسی ترجمه شده است، رصد کرد. نباید فراموش کرد که این افزون بر کتاب و مقالاتی است که به صورت اینترنتی نشر یافته است. در حال حاضر، بیشتر فعالیتهای این فرقه در قالب تبلیغات اینترنتی و تشکیل تیمهای خانگی صورت میپذیرد و پیروان آن در پوششهایی چون روشهای آرامشیابی و یا حتی مدیتیشن به ارائه شبهآیینشان همت گماردهاند. اینان برای نفوذ بیشتر در بین ایرانیان، از شخصیتهای معنوی و تاریخی کشور فروگذار نکرده و از آنها با نام ماهانتاها یا رهبران سابق اکنکار یاد میکنند. تئویچل و پیروانش مدعیاند که مولانا، شمس، حافظ و فردوسی از رهبران پیشین این شبهآیین بودهاند. تئویچل، بارها نام این بزرگان را در کتابهای خود آورده و مدعی است اولین کتاب جهانبینی اکنکار را مولانا نگاشته است. منظور وی همان مثنوی معنوی مولوی است که بهرغم برخی اشکالات، انباشته از اعتقادات و باورهای ناب اسلامی است. البته باید تذکر داد که این یکی از شگردهای تبلیغی این عرفان تلفیقی است. آنها شخصیتهای تمامی ملل و نحل را به نام خود مصادره میکنند تا بتوانند در تمام دنیا راهی فراروی خود بگشایند. باورهای اساسی این شبهآیین را میتوان در باور به خداوندان دوازدهگانة عالم، اعتقاد به کارما، تناسخ، سفر روح، ماهانتا به منزلة پیامبر و عوالم درون برشمرد. توضیح کوتاهی دربارة این باورها ضروری است: اکنکار عالم را به دوازده طبقه تقسیم کرده و برای هر کدام از طبقات، خداوندی را در نظر میگیرد. در طبقة دوازدهم که آخرین طبقه است، سوگماد13 یا خدای خدایان قرار دارد. سوگماد در این آیین مانند دیگر خدایان خطاپذیر بوده و میتواند گناه کند. او به خواب میرود و هنگامی که از خواب برمیخیزد، دنیایش را ویران میبیند و آنگاه تصمیم به عذاب مخلوقات میگیرد. او دوباره به خواب میرود و آنگاه که از خواب برون میشود، هوس خلقتی دیگر کرده و بار دیگر... و این خواب و بیداری و نگرانی و غفلت و یادآوری سوگماد است که ادوار اکنکار و دورههای بشری را رقم میزند.14 کارما15 که از آن با عنوان نتیجه اعمال یاد میشود، از اعتقاد نداشتن این شبهآیین به معاد نشأت گرفته است. در این باور، همة اعمال انسان در همین دنیا پاسخ داده میشود و عالمی به نام معاد وجود ندارد. در واقع، اعتقاد به کارما پس از بنبست عقیدتی که برای اکنکار در زمینة افعال انسانی وجود داشته و معادی نیز برای ترسیم عقلانی آن در باورهایشان جا نداشته، به وجود آمده است. تناسخ در باور اکنکار نیز از باورهایی است که از عرفانهای شرقی، به ویژه بودیسم و لامائیسم به عاریت برده است. در این باور، روح انسان بعد از جدایی از جسم، اول به جسمهای دیگر راه یافته و به حیات زمینی خود ادامه میدهد. بطلان تناسخ از اموری است که در علوم عقلی به اثبات رسیده است. افزون بر این، دلایلی که اکنکار برای این عقیده ارائه میدهد نیز مردود است.16 سفر روح، از مهمترین اهداف این فرقه شمرده میشود. آنها برای ایجاد آرامش درونی به سفر روح معتقدند. تمامی روشهایی که در این شبهعرفان وجود دارد، برای رسیدن به این هدف طراحی شدهاند. ناگفته نماند تمامی روشهایی که ارائه شده است، نوعی تصور خیالانگیز بیش نیست.17 پال توئیچل به صراحت اعلام میدارد که این فرقه نه یک سیستم مذهبی و نه یک نظام فلسفی است؛ بلکه روشی برای کسب آرامش و سعادت است.18 اما در عمل اکنکار به صورت تلویحی و غیرآشکار مدعی دین بودن است. b) یکم: تعریف دین و نشانههای واهی دین بودن اکنکار c) أ. تعریف اسلامی دین در تعریفی از دین که به مؤلفههای اساسی دین اشاره دارد، میخوانیم: «دین یک معرفت و نهضت همهجانبه به سوی تکامل است که چهار بُعد دارد: اصلاح فکر و عقیده، پرورش اصول عالی اخلاق انسانی، حُسن روابط افراد اجتماع و حذف هرگونه تبعیضهای ناروا».19 در این تعریف، چهار ویژگی برای دین شمرده شده است: 1. اصلاح فکر و عقیده؛ 2. پرورش اصول عالی اخلاق انسانی؛ 3. تنظیم حسن روابط اجتماع؛ 4. حذف هرگونه تبعیض ناروا. در این تعریف، هر کدام از مؤلفهها، توسط مکانیسم خاصی از دین ـ تکی یا ترکیبی ـ محقق میشود. اصلاح فکر و عقیده توسط باورها و اعتقادات انجام میپذیرد. همین باورها و نیز روشها و مناسک در قالب رفتارهای فردی و اجتماعی به پرورش اصول عالی اخلاق انسانی منجر میشوند. اعمال و باورها و شعائر موجب بهوجود آمدن روابط حسنه اجتماعی میشوند و همچنین با همین مکانیسمها میتوان تبعیضهای ناروا را برچید. بررسی اجمالی نشان میدهد، اکنکار سعی کرده است تا به گونههایی ظریف ـ گاه نهان و گاه آشکار ـ در هر یک از این زمینهها ابراز وجود بنماید. d) اصلاح فکر و عقیده اکنکار با چندین روش به اصلاح فکر و عقیدة پیروان خود میپردازد. برای نمونه، در این مقاله به دو مورد از آن میپردازیم؛ اول تلاش اکنکار در جهت تخریب باورهای گذشته پیروان و یا گروندگان به آن است؛ دوم آموزشهایی که در جهت اصلاح باور پیروان صورت میگیرد. e) تخریب ادیان و مقابله با مذاهب آنها با دور کردن اذهان مردم از ادیان و مذاهبِ دیگر، به اصلاح عقیده میپردازند. بررسی نگرش اکنکار به ادیان دیگر و تبلیغ این ایدهها در میان اکیستها20 نشان میدهد که چگونه او درصدد اصلاحگری برآمده است. اکنکار ادیان اصولی و مهم را با ویژگیهای زیر برای پیروانش معرفی میکند تا بتواند به سهولت اذهان و روح پیروان ادیان دیگر را به سمت خود کشانده و آنها را ـ به اصطلاح خود ـ اصلاح کند: f) اصولی بودن ادیان اکنکار این ادیان و مذاهب را با نام «ادیان اصولی» معرفی میکند. در عرف غرب، واژة «اصولی» و «اصولگرا بودن» به افکار و اندیشههایی اطلاق میشود که در آنها دُگماندیشی و دوری از تفکر روز، موج میزند. جزماندیشی، تحجرگرایی و بیاحترامی به افکار دیگران، از دیگر ویژگیهای افکار و ادیان اصولی شمرده میشود. نیکو سخن اینکه اصولی و اصولگرا بودن لقب ناروایی است که به عنوان فحاشی و بیاحترامی به برخی از افکار و اندیشهها نسبت داده میشود. کتاب مقدس ادعاییِ اکنکار، ضمن اینکه دیگر ادیان را اصولی میخواند، تعریفی نیز از اصولی بودن ارائه میدهد: مشکلی که در میان مذاهب اصولی وجود دارد، فقدان درک متقابل است که به نوبة خود موجب انهدام ارتباطات آنان با اک میشود. موضوع این نیست که مریدان ادیان اصولی فرصت این ارتباط را ندارند، بلکه بیشتر آنان حاضر به گذشت کردن در برابر اک نیستند. بیشتر پیروان ادیان اصولی فقط به مذهب سنتی خود معتقدند. هر یک نیز این چنین میپندارند که اعتقاد راسخ به اصول مذهبیشان، پاسخ تمامی سؤالاتشان را در مورد زندگی و مشکلات مربوطه در اختیارشان میگذارد.21 با نگاهی اجمالی به پاسخهایی که اکنکار به اکیستها میدهد، میتوان اکنکار را روشنترین نمونه از ادیانی دانست که در پاسخگویی فروماندهاند و بهرغم آن، تنها پاسخهای خود را صحیح میپندارند.22 g) ذهنی بودن از دیگر نقدهایی که اکنکار به ادیان آسمانی و غیرآسمانی دارد، «ذهنی بودن» معارف این ادیان است: تمامی عادات اجتماعی، مذاهب، سیاستها و اصول دینی بر اساس عادات ذهنیای هستند که در شیارهایی قرار داده شده و از نسلی به نسلی دیگر انتقال داده شدهاند. این عادات ذهنی خشک و غیر قابل تغییر هستند و اغلب باعث ایجاد جنگهایی میشوند که در طی آن، میلیونها نفر به قتل میرسند. عادات ذهنی معمولاً ارباب نوع بشر میشوند. میتوانیم بگوییم که تمام نژاد بشر برده عادات ذهنی است.23 همانگونه که اشاره شد، سترگترین هدف اکنکار و نیز بزرگترین وسیلة آن، سفر روح است. اکیستها تمام تلاش خود را میکنند تا گامی در سفر روح بنهند. در حالی که تمامی روشهای اکنکار برای رسیدن به این هدف، ذهنی و خیالی است. اکنکار را میتوان یکی از نمونههایی دانست که علاقة زیادی به ذهنشویی دارد. به همین دلیل، آموزشهای اولیة اکیستها توسط جزوههایی انجام میگیرد که محرمانه است و شاگردان اکنکار از مطالعات جنبی و باورهای دیگر منع میشوند.24 h) عقبماندگی نکتة دیگری که دربارة ادیان بیان میشود، آن است که کلیساها، مذاهب صوری و رسمی، فرقهها و همة گروههایی که خود را از مکتبهای اسرار معرفی میکنند، به دورههای قبل از بلوغ فکری بشر و تکاملش تعلق دارند. اکنکار این ادیان را متعلق به دوران طفولیت نژاد بشر روی زمین میداند.25 البته اکنکار خود را قدیمیتر از همة ادیان، و بسیاری از اصول و باورهایش را نیز برگرفته از علوم باستانی میداند. ازاینرو، خود را روش باستانی سفر روح تعریف کرده است. از این مطلب به راحتی میتوان نتیجه گرفت که اگر آموزههای ادیانی که به باور ایشان پس از اکنکار به وجود آمدهاند متعلق به دوران طفولیت بشر است، پس باید اکنکار به دوران نطفه بودن بشر تعلق داشته باشد! i) زمینی بودن در نظر پال توئیچل، ادیان و مذاهب یا زمینی هستند و یا کارکردی زمینی دارند. وی اعتراف میکند که سخن ادیان، آرامبخشی بعد از مرگ است؛ اما معتقد است آنها از آموزشهایی بهره میبرند که مخصوص جهانهای پایین است: «دین، سخن از آرامش بعد از مرگ آدمی میگوید؛ اما این فقط آموزشهای جهان پایین است. این سخن حقیقت ندارد؛ اما تنها یک وعده برای خشنود نگاه داشتن آدمی است».26 وی در نهایت، تبدیل شدن ادیان به نظامی اجتماعی ـ اقتصادی را ناگزیر میداند. در نظر او، ادیان ناچارند کنترل اذهان و اجسام آدمیان را به دست گیرند. همچنین وی معتقد است خاستگاه بیشتر ادیان، مبانی اقتصادی دوران آنهاست. به نظر اکنکار، نظامهای اجتماعی که تا به حال در جوامع بشری استقرار یافتهاند، مذهبی را برای پیروان خود فراهم کردهاند.27 بدیهی است یکی از مهمترین نشانههایی که یک آیین برای آسمانی بودن خود ارائه میدهد، کتاب آسمانی آن دین خواهد بود. اکنکار هرگز نتوانست منکر آسمانی بودن برخی از کتابهای آسمانی شود. پال نیز خود اعتراف کرده است که پیامبر اسلام? توانسته است به بالاترین ردههای آسمانی سفر کند و این از کتاب او پیداست.28 اما کتاب آسمانی اکنکار، آکنده از تناقضها و نقلقولهایی است که هیچ نشانهای از آسمانی بودن ندارد. j) ناکارایی معنوی فرقة اکنکار مدعی است بدون اکنکار هیچ یک از راهها برای رسیدن به خدا کافی نیستند. انسان برای رسیدن به خدا اگر به دیگر ادیان معتقد است، باید یا خود را از آنها بپیراید و یا اینکه در کنار آن به اکنکار نیز بپردازد تا بتواند واصل خدا شود. غیر از این افراد، تمام افرادی که ادعا دارند خدا را تجربه کردهاند، غیرواصلانی بیش نیستند: وصلنایافتگان کسانی هستند که رهایی را به واسطة وصل از طریق ماهانتا دریافت نکردهاند. غسل تعمید و آیینهای مشابه، شرط کافی برای رستگاری نیستند. پیوستن به هیچ یک از ادیان، فرقههای اسرار و آیینی هم تضمینکنندة آزادی معنوی نیست. فقط استادِ حقِ در قید حیات از این توانایی برخوردار است که روحها را وصل دهد و به نواحی نور برساند.29 همانگونه که اشاره شد، اکنکار با روشهای کاملاً خیالی و ذهنی، ناکارآمدی خود را ثابت کرده است. اما ادیان آسمانی، به ویژه اسلام که قدمتی 1400 ساله دارد و معنویتگرایی آن از شاخصترین معنویتگراییهای عقلانی و عرفانی است، با این تعابیر اکنکار روبهرو میشوند. k) مادی گرایی ادیان در نظر اکنکار، همة ادیان دارای آغاز و پایان هستند. ادعا بر این است که با بررسی تاریخ نژاد بشر درمییابیم که ادیان بسیاری در طبقة فیزیکی وجود داشتهاند که تنها معدودی از آنها بیش از هزار سال دوام آوردهاند. کتاب مقدس ادعایی با بیان مطلب مزبور چنین نتیجه میگیرد: بنابراین، همة ادیان دنیا طبیعتی مادیگرا دارند و قدرت و خدایی که نیایش میکنند، ناشایسته است. دینی که عوامل اصلی آموزشهای اک، یعنی استادِ حقِ در قید حیات، جریانی صوتی و نور را به منزله زیربنای خود حفظ نکند، از بقای چندانی برخوردار نیست. ادیانی که این عناصر را در آموزشهای خود داشته باشند، بسیار اندکند.30 در بررسی بین خداوند ادیانی چون اسلام که دارای صفات ثبوتیه و سلبیه فراوانی است و خداوندانی که اکنکار معرفی میکند، باید دید صفت مادیگرایی و بیخدایی سزاوار کدامیک است. اینها نمونههایی است از نوع معرفی ادیان برای اکیستها، که از سوی رهبران این فرقه صورت میپذیرد. تغییر ذهنیت کسانی که به این فرقه متمایل شدهاند، در جهت اصلاحگری ذهنی آنان صورت میگیرد. این اصلاحگری به تناقضهای آشکاری میانجامد؛ اما اکنکار بهای تناقضگویی را در تمامی باورهای خود پذیرفته است تا بتواند به مهمترین هدف خود که یارگیری است، دست یابد. این نوع برخورد با ادیان، از دو جنبه نشاندهندة ادعای دین بودن اکنکار است: الف: نوعی از اصلاحگری ذهنی است که از مؤلفههای ادیان شمرده شده است؛ ب: اکنکار از درونِ نقد و نفی ادیان، خود را کاملترین معرفی میکند و خواننده را به صورت ناخود آگاه به این نتیجه میرساند که اکنکار از عیوب پیشگفته مبراست. با مطالعة دقیق اکنکار، میتوان تمامی این عیوب را برای آن ثابت کرد. البته اثبات ادیانی که هیچکدام از این عیبها را نمیتوان برای آنها ثابت کرد، نقض دیگری است که سخنان اکنکار با آن مواجه است. l) آموزشهایی در جهت ذهنشویی آموزشهای پیچیده که با روشهای بسیار متفاوت، صورت میگیرد از دیگر ترفندهای اصلاحگری باورهای این شبهآیین میباشد. در اینجا به برخی از این روشها اشاره میکنیم: m) دیسکورس31 دیسکورس جزوهای است که در آن استاد حقِ در قید حیات، آموزشهای اولیه و لازم را به اکیستها ارائه میدهد. در واقع، دیسکورس اولین ارتباط بین چلا32 و ماهانتا بهشمار میآید. در این آموزشنامهها، افزون بر آموزش مفاهیم و عقاید اکنکار، به پرسشهای چلا پاسخ داده میشود. دیسکورس آموزشنامهای محرمانه است که بین استاد و چلا وجود دارد. متقاضی عضویت اکنکار قبل از اینکه بهمنزلة چلا یا اکیست در این گروه پذیرفته شود، باید به مدت دو سال در اکنکار مطالعه کند. سیر مطالعات افراد با مطالعه دیسکورسهای خصوصی آغاز میشود. این دیسکورسها حاوی مطالبی پیرامون سفر روح و راه پنهان خداست. این سیر دوساله، برای وصل اول او کفایت میکند؛ اما برای دریافت وصلهای بعدی، باید مطالعات فراوان دیگری را همراه با روشها، تمرینها و آموزشهای دیگر داشته باشد.33 n) ست سنگ34 استاد اک یا ماهانتا یک سری آموزشهای مستقیم به برخی از چلاهای برگزیده خود ارائه میدهد. در این کلاسها، شاگردانی شرکت میکنند که ارادت خود را به اک و ماهانتا ثابت کرده باشند. این کلاسها یا محافلی را که به طور رسمی بین ماهانتا و مریدان او برگزار میگردد، کلاسهای «ست سنگ» میگویند. یکی از معانی ست سنگ را «وحدت با استاد اک در قید حیات» میدانند. البته این وحدت و یگانگی با استاد، در ضمن گردهمایی خاصی شکل میگیرد. وحدت با استاد در کنار سرسپردگی به اک، «تثلیثِ» مشهور اک را میسازد. میتوان این نوع از کلاسهای ست سنگ را با حلقههای «مرید و مرادبازی» و «سرسپردگی» مقایسه کرد که در برخی از فرقههای انحرافی وجود دارد. شریعت ـ کتاب مقدس ادعایی اک ـ دربارة اهمیت ست سنگ سخنان فراوانی دارد؛ گاه از آن با عنوان «قدرت حیاتبخش اک»35یاد میکند و گاه آن را «کلید واقعی گشودن راز آثار اکنکار»36 بر میشمارد. اکنکار بهمنظور ترغیب اکیستهای برگزیده برای پیوستن به حلقههای «مرید بازی ست سنگ» سازوکار جالبی دارد؛ سخن گفتن دربارة اهمیت این حلقهها، یکی از این شگردهاست: «ست سنگِاک برای چلا از اهمیت زیادی برخوردار است؛ چون جزئی از حضور او در کار اکنکار است».37 همچنین منوط کردن حضور در اکنکار به شرکت در این حلقهها ترفند دیگر آن است: «حضور در ست سنگ جزیی از حضور او در کار اکنکار است38». مزایایی نیز برای حضور در این حلقهها برشمردهاند؛ مانند: شکوفا شدن بالقوههای حقیقی چلا با حضور در ست سنگ، دریافت برکات واقعی، نزول فیض سوگماد، جوانه زدن معنویت درون قلب چلا، تصفیه شدن درون چلا و تبدیل شدن به ابزار سوگماد که نهایت آمال اکنکار است.39 البته درآمدهایی که از تشکیل این کلاسها عاید مؤسسة اکنکار میشود، از مزایای غیرقابل چشمپوشی این کلاسهاست. o) حکمت زبان زرین حکمت زبان زرین، جالبترین نوع از آموزشهای درونی اکنکار به شمار میرود. در این آموزش، ادعا میشود بسیاری از وقایعی که در اطراف ما به وقوع میپیوندد، همه توسط استاد درون انجام گرفته است. استاد با تصرف در وقایع، پیام خاصی را به چلا منتقل کرده است تا او به واقعیت یا پاسخی دست یابد. بسیاری از مواردی که در این قسم نقل شده است، نشان میدهد اکنکار برای نفوذ در زندگی اکیستها از تمامی ظرفیتهای ممکن سود جسته است. یک اکیست با توجه به باورها و اعتقاداتی که پیدا میکند، حتی در کوچکترین اتفاقات زندگی خود اک را دخیل میبیند. این نوع نگرش و باورداشت، سرسپردگی چلا به اک را فزونی میبخشد. حکمت زبان زرین، پدیدهای است که ردیابی رهنمودهای معنوی در حوادث دنیوی و روزمره را آموزش میدهد. برای مثال، فرض کنید از فروشگاهی خرید میکنید و متصدی فروشگاه ناگهان به شما خیره میشود. این عمل فروشنده برای شما حاوی پیام خاصی است. این اک است که از طریق فروشنده ـ که ناخواسته مجرا قرار گرفته ـ با شما حرف میزند. نمونة دیگر اینکه، رادیو را روشن کرده، به ترانهای عامیانه گوش میدهید که از لابهلای کلمات ترانه، پیامی به شما الهام میشود؛ پیامی که راه حل مشکل شماست. با قلبی گشاده قادر به شنیدن صدای روح الاهی خواهید بود که از طریق حکمت زبان زرین با شما سخن میگوید.40 p) رؤیای بیداری از دیگر شیوههای آموزشی که اکنکار مدعی است برای آموزش اکیستها عمل میکند، رؤیای بیداری است. شباهت فراوانی بین رؤیای بیداری و حکمت زبان زرین وجود دارد؛ اما تفاوتهایی نیز برای آن برشمردهاند: کمی تغییر در اصلِ حکمتِ زبان زرین، رؤیای بیداری را میسازد . فرض کنید که عکس پروانهای را به شما نشان میدهند، اما در ذهن شما پروانه شبیه زنبور عسل(Bee) است (که با حرف B شروع میشود). چند ساعت بعد میشنوید که همسرتان مرتباً در حرفهایش حرف ب را تکرار میکند. بالاخره هفتة بعد دوستی تماس میگیرد و میگوید که بهتر است برای رفع فلان مسئله، ویتامین «ب» مصرف کنید. در اینجا رابطه بین این سه حادثه مشخص میگردد. شما شروع به مصرف ویتامین «ب» میکنید و مشکلی که برای حل آن درخواست کمک کرده بودید، برطرف میگردد. روح یا خویش برتر، حوادث نمادین را به یکدیگر ارتباط میدهد تا پیغام خاصی راه خود را به سوی ذهن بازنماید. این مثالی از رؤیای بیداری بود.41 کشف این نوع ارتباط در پدیدهها، کار بسیار پیچیده و مشکلی است. به جرئت میتوان کارساز بودن این نوع آموزش را با پرسش مواجه ساخت؛ اول اینکه کشف چنین ارتباطی، آموزشهای تقویت حافظه و یا یادداشتبرداری را میطلبد که اکنکار در رؤیاپردازی بدان میپردازد؛ دوم اینکه از یک واقعه و پدیده، شاید به تعداد افراد بشر بتوان پیوندها و ربطهای متفاوتی ارائه داد. با این تشتت و چند دهگانگی چگونه میتوان دیگران را آموزش داد؟ نظرات شما عزیزان: پیوندهای روزانه پيوندها
|
|||
![]() |